رازهای مهاجرت پرندگان:
رازهای مهاجرت پرندگان:

نحوه مهاجرت پرندگان براي سالها يكي از رازهاي پيش روي محققان بوده است. اگر چه دانشمندان با استفاده از یافته های خود تاكنون، مشخص کرده اند كه اين پرندگان با كمك ميدان مغناطيسي زمين در طي مهاجرت هاي طولاني جهت يابي مي كنند، اما نحوه اين عملكرد هنوز به طور كامل مشخص نشده است.گروهي از محققان، اخيراً اعلام كرده اند اين راهنمايي طبيعي بر اثر تأثير ميدان مغناطيسي زمين بر روي ترشحات شيميايي درون بدن پرندگان به وجود مي آيد، بدينگونه كه در مكان هاي مختلف بر اساس جهت خطوط ميدان مغناطيسي و شدت آن، ميزان متفاوتي از يك ماده شيميايي در بدن پرندگان آزاد مي شود كه اين ميزان ترشح، جهت گيري آنها را تعيين مي كند، تحقيقات بر روي اين موضوع همچنان ادامه دارد. آيا پرندگان در مهاجرت خود از "مسير هاي عبور انرژي زمين" كمك مي گيرند؟
روز تاريك و مرطوبي است. مه سنگيني، صخره هاي گرانيتي دارتمور(Dartmoor، نام ناحيه اي در انگلستان است) را از نظرها پوشانده است. ما رد پاي گوسفندان را كه به سختي در مه ديده مي شود دنبال مي كنيم. رطوبت، همه جا را فرا گرفته. به سختي مي توان باور كرد كه اكنون ساعت دوازده ظهر يك روز تابستاني است. اما به راستي چنين است.در مقابل ما بالاي شيب تپه، جائي كه مه رقيق تر است، سايه اي حركت مي كند. سايه حيواني است سياه رنگ و گويي به هنگام دويدن، پاهايش زمين را لمس نمي كنند. آن سايه، در حالي كه دهانمان از شگفتي باز مانده و چشمانمان خيره شده، از مقابلمان گذشته و به سوي دايره اي سنگي كه توسط انسان هاي عهد باستان ساخته شده مي رود و محو مي شود.اگر بتوان گفت چيزي ساكت تر از سكوت وجود دارد، دويدن آن موجود بود كه به شيوه اي غير زميني، آرام و بي صدا بود به طوري كه هيچگاه آن را فراموش نخواهم كرد .آيا آن حيوان، يك سگ تازي سياه و بسيار بزرگ بود؟ هيچ نشانه اي مبني بر اين كه آن سايه يك تازي باشد، وجود نداشت. تنها و تنها سايه اي بود سياه، به سياهي سكوتي كه او و ما را در بر گرفته بود آمد و گذشت. آن حيوان به سوي دايره سنگي دويد و محو شد. براي من و همراهانم، به نظر نمي رسيد كه آن سايه يك سگ باشد و پس از آن ماجرا هم بارها در اين مورد با هم صحبت كرديم.طي چندين سال كه از مشاهده آن صحنه مي گذرد، افسانه هاي محلي را بررسي كرده ام و در مورد امتداد مكان هاي باستاني، مسيرهاي عبور انرژي كيهاني در زمين و همينطور صخره هاي منطقه اگزمور كه مورد گمانه زني و كاوش قرار گرفته اند مطالعه وسيعي انجام داده ام به طوري كه اكنون اهالي آن منطقه نيز مرا ميشناسند!
در كنار اين ها به تحقيق در مورد بسياري چيزهاي ديگر از قبيل گربه هاي سياه بزرگي كه در طبيعت وحشي بريتانيا پرسه مي زنند، پرداخته ام چرا كه به نظر مي رسد تمامي اين موارد تا حدودي به هم مربوطند.همانطور كه گفته مي شود و به راحتي نيز قابل اثبات است، مكان هاي باستاني در امتدادهاي مشخصي توسط بشر بنا شده اند. اما مساله، خيلي جالب تر از اينها است. جهان، حاوي مسيرهاي عبور جريان انرژي است كه سياره ما را قطع مي كنند. انسان ها در راستاي برخي از اين مسيرها، قطعات و يا بناهاي سنگي بر پا نموده اند و به همين دليل است كه مي بينيم بناهاي باستاني در امتدادهاي مشخصي ساخته شده اند و اين نشان دهنده آگاهي انسان از انرژي زمين و به كارگيري انرژي مزبور است.اما به راستي چگونه است كه چكاوك اروپايي از آشيانه خود در جنگلي آرام در بريتانيا به پرواز در آمده و مسير خود را به سوي محل اقامت زمستاني خود كه هزاران كيلومتر دورتر واقع شده مي يابد؟ و چگونه در بهار سال آينده مسير بازگشت خود را نه تنها به بريتانيا بلكه به همان بخش از بريتانيا و همان محدوده و همان جنگل و اغلب همان آشيانه اي كه از سال قبل خالي مانده بود پيدا مي كند؟ پاسخ اين است: با دنبال كردن مسيرهاي عبور انرژي زمين.چرا اين موارد بارها و بارها توسط اشخاص مختلف اما فقط در مكان هاي مشخصي ديده مي شوند؟ به اعتقاد من، علت، همان مسيرهاي عبور انرژي از زمين است.در مورد چنين پديده هايي و همينطور در مورد پديده هاي مرتبط با ارواح، وجود آب، اغلب تأثير گذار است. اين آب ممكن است در زير زمين باشد و يا روي زمين- مانند مه يا باران. بايد گفت در مشاهده چنين پديده هايي، وجود آب، دست به دست انرژي زمين مي دهد. مطئن هستم كه در اين ميان، انرژي خود ما يا همان هاله انرژي نيز به كمك مي آيد و همين هاله انرژي است كه سبب مي شود تا برخي از ما برحسب طبيعتي كه داريم، نسبت به چنين پديده هايي حساس تر از ديگران باشيم.
اين واقعيت كه عموماً جريان هاي انرژي زمين با وجود آب در ارتباطند نبايد باعث گردد كه گمانه زنان در گمانه زني خود در پي مسيرها و خطوط انرژي زمين باشند. چرا كه گمانه زني، خود مهارتي طبيعي و مستقل است. در گمانه زني، شخص برحسب آنكه به دنبال چه مي گردد، به انتخابي آگاهانه دست مي زند و بنابراين در آن اشتباهي رخ نخواهد داد.
خوب، بياييم اين انديشه ها را به هم ربط داده و به پرندگان وحشي كه در مهاجرت خود به پيگيري مسيرهاي انرژي زمين مي پردازند بينديشيم. بياييم به انديشه جالبي كه مطرح كردم به طور دقيق تر نگاه كنيم.
گفتم كه پرندگان، مسيرهاي عبور انرژي زمين را تعقيب مي كنند. به نظر من، آن ها اين كار را از طريق گمانه زني انجام مي دهند. ما انسان ها چه در كار گمانه زني خيره باشيم و چه نباشيم، براي گمانه زني به نيروي تمركز ذهن احتياج داريم كه براي كسب آن بايد تمرين كنيم. اما پرندگان مهاجر به علت ضرورت موجود، توانايي هايي را كه ما با انتخاب خود و با اين پندار نادرست كه چنين توانايي هايي در زندگي مان بكار نمي آيند به كناري گذاشته و به اين طريق ارتباطمان را با طبيعت سست كرده ايم، براي خود حفظ كرده اند. به اعتقاد من پرندگان به طور غريزي نوك خود را به سوي مسيرهاي انرژي زمين گرفته و اين چوب گمانه زني طبيعي خود را تا رسيدن به هدف، تعقيب مي كنند.
به نظر شما باور كردن اين امر دشوار است؟شكاكان، تمام اين سخنان را نادرست مي دانند اما سخن من به آن ها اين است كه " نادرست بودن اين نظريه را اثبات كنيد"! چنين پديده هايي همواره اتفاق مي افتند، پيش از اين هم طي قرن ها براي هزاران نفر رخ داده اند و در آينده نيز حتي در دنياي جديد كه بسياري از اشخاص، نزديكي خود را با طبيعت از دست داده اند، رخ خواهد داد. مسيرهاي عبور انرژي در زمين در اطراف ما پراكنده اند و با گمانه زني و بدون رجوع به نقشه ها مي توان آنها را يافت. اين گمانه زني را خودتان امتحان كرده و زيبايي اجتناب ناپذير وجود آنها را و وجود مكان هاي باستاني، چاه هاي مقدس و مكان هاي قديمي در حوالي آنها را ببينيد و تجربه كنيد. نويسنده: ترور بير(Trevor Beer) مشاور امور زيست محيطي و حيات وحش است. او عضو انجمن جانورشناسي و انجمن پرنده شناسان بريتانيا است. چندين كتاب تا کنون به دست او به رشته تحرير درآمده است.
برگرفته از انجمن جبهه طبیعت
B@bLee Sw@GGeR