تفنگ تو را به بيابان مي‌كشد. به كوه، به جنگل، شكار و طبيعت، زيبا‌ترين تفريح است. زندگي را دقيق مي كند، ذهن را دقيق‌تر. شكار رنگ، شكار سكوت، شكار هياهو، شايد تفنگ بهانه است، حتي براي شكارچي.

كبوتر، كبك، مرغابي يا كل و قوچ. اسم اينها را هم مي‌گذاريم شكار. شكارچي هم كه شديد باز هم تفنگ بهانه است. براي شكارچي كشتن مهم است، طبيعت و شكار، مهمتر.

تفنگ و شكار

تكليف را بايد از همين ابتدا روشن كنيد. شكار پرنده متفاوت است با شكار بزرگ. هر يك تفنگ مخصوص به خودش را مي‌خواهد. تكليف كه روشن شد، مي‌رويد پاتوق فروشندگان لوازم شكار. خيابان فردوسي تهران، جنوب چهار راه استانبول. شهرستاني ها لابد پاتوق خودشان را دارند.

تفنگ گران است. وارداتش ممنوع. بيشتر تفنگ‌هاي بازار دست كم بيست و شش سال از عمرشان گذشته است. اگر مي‌خواهيد پرنده بزنيد، تفنگ ساچمه‌زني بخريد. چهار بسته هزار توماني براي ارزان‌ترني نوع‌اش. هميشه ارزان‌ترين ساخت وطن است.



شكار بزرگ تفنگ گلوله‌زن مي‌خواهد. براي اين تفنگ، ارزان‌ترين معناي روشني ندارد. 15 چك يك ميليون توماني براي گران ترين نوعش. البته تفنگ‌هاي گلوله‌زن دست دوم را با 4 يا 5 ميليون تومان مي‌توان خريد. فروشندگان لوازم شكار مي‌گويد: «تفنگ هاي برنو زمان رضاخان هنوز هم گلوله‌زن‌هاي خوبي براي شكار بزرگند. سالم‌ترين‌شان يك و نيم ميليون قيمت دارد.» شكار وسايل جانبي هم مي‌خواهد. كوله، چكمه و قطار فشنگ. اينها بسته به جنس و نوع ساخت‌شان هزينه مي‌برند.