خرس

خرس گریزلی

خرس های قهوه ای و گریزلی در اصل از دو گونه ی متفاوت اما امروزه هر دو به عنوان ( ursus arctos ) طبقه بندی می شوند. آنها از زیر گونه هایی مجزا هستند و به نحوی که خرس قهوه ای به آن دسته از خرس ها اطلاق می شوند که در مناطق ساحلی زندگی می کنند اما خرس گریزلی اغلب در جزیره دیده می شود .
خرس های کدیاک از زیر گونه هایی هستند که در جزیره کدیاک و در منطقه حفاظت شده یافت می شوند و از نظر ژنتیکی و فیزیکی تفاوت هایی بسیار جزیی بین آنها و خرس های قهوه ای دیده می شود .

بعد از آب تنیپس از یک آب تنی دلچسب ، خرس قهوه ای از آب بیرون می آید و خودش را به شدن تکان می دهد . این حیوان در طول خواب زمستانی بیش از 30 درصد چربی بدنش را از دست می دهد . اما به سرعت و طی تابستان و پاییز و پیش از آنکه دوباره در اواخر پاییز در ماه نوامبر به لانه اش برود آن را جبران می کند . در این هنگام معمولا وزن یک خرس بالغ بین 190 تا 420 کیلوگرم است ، اما گاهی وزن یک خرس بزرگ به 650 کیلوگرم نیز می رسد و طول بدنش هنگامی که بر روی پاهای عقبش می ایستد به 7/2 متر می رسد .
خرس های ماده معمولا نصف یا سه چهارم خرس های نر هستند .
وقتی آب تنی تمام شد خرس سر پشمالویش را از آب بیرون می آورد و لحظه ای استراحت می کند . اما مراقب باشید ، اجازه ندهید که چهره دوست داشتنی او شما را بفریبد ، خرس ها می توانند با سرعتی بیش از 50 کیلومتر در ساعت در مسیری کوتاه بدوند و در صورت لزوم برای محافظت از بچه هایشان یا غذایی که ذخیره کرده اند ، به شما حمله کنند . غذای ذخیره شده خرس می تواند لاشه ی حیوانی باشد که در جایی دفن شده است .

خواب زمستانی
خرس های قهوه ای پس از شکار کافی ماهی آزاد ، بر روی چمن گرم و در زیر نور آفتاب به استراحت می پردازند . در زمستان زمانی که هوا سرد و بی رحم است و غذا کمیاب ، خرس ها مکان دنجی پیدا می کنند و به خواب زمستانی می روند .
طی این مدت دما و سوخت و ساز بدنشان تا حد زیادی کاهش می یابد و آنها دیگر به غذا ، آب یا دفع مواد زاید نیازی ندارند . طول خواب زمستانی با توجه به شدت سرمای زمستانی بین 5 تا 7 ماه متغیر است . خرس های حامله زودتر وارد لانه شده و معمولا آخرین نفری هم هستند که به همراه توله هایشان آنجا را ترک می کنند . در حالی است که تعدادی از خرس های نر تمام زمستان را در مناطق گرم تر به فعالیت ادامه دهند .
آلسکا سرزمین بیش از 98 درصد خرس های قهوه ای در ایالات متحده است . این حیوان می تواند عمری بیش از 30 سال داشته باشد . هر چند که بیشترشان کمتر از 20 سال عمر می کنند .
خرس ها از شنوایی و بینایی خوبی برخوردار هستند و به خاطر حس بویایی قوی خود شهرت دارند .

سیاه گوش

تنها نمونه سياه گوش موجود در اسارت به عنوان گونه ای کمياب و در خطر انقراض و بدون هر گونه آمار و شناسنامه علمی معتبر در ايران و تنها نمونه در دسترس و مناسب مطالعه، به مثابه گنجينه يا ذخيره ژنتيکی باارزش، در شرايطی غير استاندارد در بوستان ملی پرديسان تهران رها شده و مورد بيمهری مسئولان و کارشناسان حيات وحش قرار گرفته است؛ و در صورتی که بيتوجهی به حفظ و مطالعه اين گونه ادامه يابد، آينده ای نامعلوم و در پی آن نابودی در انتظار اين گونه خواهد بود . سياه گوش يا «لينکس» - با نام علمي « Eurasian lynx » - از راسته گوشتخواران و در زمره 4 گربه سان کوچک ايراني است و دست و پايي بلند و دمي بسيار کوتاه با توک پهن و سياه رنگ و دسته ای مو به طول 4 سانتيمتر روي گوشها دارد که به سبب داشتن جثه اي بزرگ و خالهاي روي بدنش معمولا با پلنگ اشتباه گرفته می شود . غذای مورد علاقه آن معمولا بچه هاي گراز، شوکا، مرال، پستانداران کوچک، است. اين گونه به صورت انفرادی زندگی مي کند؛ و به سبب روزگرد بودن، بر خلاف ديگر گربه سانان شبگرد، بيشتر در معرض تهديد و خطر قرار دارد. پراکندگی آن در ايران در مناطقي از آذربايجان شرقی و غربي شروع می شود و تا نواحی زنجان و قزوين و جنوب گرگان ادامه می يابد. حضور سياه گوش در اين مناطق بر اساس مشاهدات تصادفی محيط بانان يا گزارشهای ثبت شده است؛ و تا به حال، کارشناسان (چه خارجی و چه ايرانی) مطالعات علمی و دقيقی روی اين گوشتخوار ايرانی انجام نداده اند. کارشناسان حيات وحش و مدير طرح بين المللی يوز ايرانی، درباره اطلاعات موجود در زمينه سياه گوش، می گويد: اين اطلاعات به صورت پراکنده و از راه گزارشهای مشکوک مردمی به دست آمده است و هيچ کار کارشناسی و علمی درباره مطالعات رفتاري و ژنتيکی و پراکندگی اين حيوان (که با گونه های مشابه خود در امريکای شمالی و اروپا متفاوت است) صورت نپذيرفته است و تنها به بررسي های مختصر روی پوست تاکسيدرمی شده اين گونه در يک يا 2 گنجینه (موزه) اکتفا شده است. انجام نشدن مطالعات تحقيقی و طرحهای پژوهشی درباره اين گونه در حالی ادامه مي يابد که زيستگاه اين حيوان - به سبب مديريت ناصحيح حفاظتی و پيشروی مناطق مسکونی و کشاورزی - در حال تخريب است؛ و طعمه های مناسب تغذيه آن نيز، به واسطه اين تخريبها و شکارهای بيرويه، کاهش يافته است؛ به طوری که پس از گذشت زمانی نه چندان دور، نام اين گونه نيز همانند ببر و شير ايرانی در فهرست حيوانات منقرض شده قرار خواهد گرفت، بدون اينکه حتی مطالعه ای روی آن صورت گرفته باشد !